زبان مقاله:فارسی
تعداد صفخات:13
حجم فایل:4.93 مگابايت
بازجوييم روزگار وصل خويش (آسيب شناسي وضع موجود محلات شهري در قالب بازشناسي مفهوم محله در شهرنشيني مدرن)
عطيه دزفولي [مربي ، عضو هيئت علمي و مدير گروه معماري آموزشكده فني و حرفه اي سما، واح]
هنگامه روايي [دانشجوي كارشناسي ارشد معماري دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان، همدان،]
چکیده مقاله:
هويت هر ملت در معماري و فرهنگ آن كشور نهفته است. با معماري بايد به مثابه امري فرهنگي مواجه شد و بايد دانست كه هر امر فرهنگي مراحل و مراتبي دارد كه بايد طي شود. در گفت و گوهاي روزمره وقتي سخن از محله به زبان مي آوريم، مفهومي بديهي و بي نياز از تعريف و تفسير را در ذهنمان جاي مي دهيم، اما اگر در همان لحظه از خود بپرسيم محله چيست؟ به سادگي قادر به تعريف آن نخواهيم بود. يكي از ويژگيهاي ك هن شهرهاي ايراني وجود محلات شهري داراي وحدت از حيث كالبدي، فضايي و برخورداري از استقلال نسبي از نظر عملكردي بوده كه گروهي متجانس از مردم را در خود جاي مي داده است. تشابهات فرهنگي موجود در اين محلات مبتني بر عواملي چون مذهب، قوميت، زيان و شغل بوده است. در يك قرن اخير، محلات شهرهاي تاريخي به آسيب هاي متعدد كالبدي- عملكردي و در نهايت زوال تدريجي مبتلا شده اند. علت اين امر را مي توان در بي توجهي به مفهوم واقعي محله، كاركردها و نقش هاي آن در حيات شهري دانست. بازتوليد مفهوم محله با اتكا به ضرورت ها و نيازهاي زمانه و جايگاه كهن فرهنگي و تاريخي محلات مي تواند از يك سو سبب حفظ نظام اجتماعي- اقتصادي محلات تاريخي شهرها (و يا محلات شهرهاي تاريخي) و به دنبال آن جلوگيري از نابودي ساختار كالبدي شده و از سوي ديگر، سبب شكل گيري مفهوم محله در بافت هاي توسعه يافته شهري شود.
کلمات کلیدی: محلات قديمي، فرهنگ، شهرهاي جديد، شهرنشيني مدرن، اجتماع شهري، هويت معماري